تبليغاتX
رواق مهر
سلام آقا

 فدای شما یکتای بی همتای عالم امکان...دلم برای رواق مهرتان تنگ شده بود ما زود خو میگیریم به هر جایی که نشانی از شما در آن باشد...مجازی و حقیقی هم ندارد...شکر برای بودنتان.

گوشی رو که برداشتم حتی فرصت نداد جواب سلامش رو بدم، یه نفس یه دقیقه ای حرف زد و منم گوش دادم بعد که آروم شد گفتم دکتر جان واصبر صبرا

جمیلا...نمیدونم جرا این ایه به زبانم جاری شد اما تا اخر گفتگومون متوجه نشدم اون چی گفت ومن چی جواب دادم ...همه حواسم پیش این آیه بود و کلی حرف که برای فهمیدن داره...فدای شما ، شما که بهتر میدانید که تا به حال نشده که یاد این آیه بیفتم و آن جمله معروف که برای شما خیلی اشناست به دهنم خطورنکند ما رایت الا جمیلا روزی روزگاری، بیشتر تلاش پاسداران حریم امامت این بود که پا به رکاب دروادی امامت خاصه از شما دفاع کنند ...از احادیث متواتری بگویند که در ذیل آیات امده و در کتب فریقین هم به ان اشاره شده یاذکر وقایعی که پیامبر ص جمله ای را در اثبات شما فرمودند وباز در کتب شیعه و سنی آمده .اما امروز با رشد عقل کرایی در عالم ما هم بایدعلاوه بر امامت خاصه با زبان دیگری هم اثبات حقانیت کنیم.

مولای من محشر است محشر پا گذاشتن به میدان دفاع از امامت شما با امامت عامه...محشر است که شیعه حتی می تواند نام مبارک علی ع را نیاورد ولی امامتشان را و مقامشان را اثبات کند.فدای شما محشر است که در این روزهای سخت انکار،همه جوره میتوان اپبات کرد شما را، بودنتان را ، جایگاهتان را، شئونتان را..

 فدای شما محشر است که با 73/انبیاء میتوان ثابت کرد در هر عصری باید انسان کاملی باشد تا به واسطه او هدایت در عالم جاری شود ...و حعلناهم ائمة یهدون بامرنا..

 فدای شما محشر است که با 35/یونس میتوانی ثابت کنی کسی شایسته هدایت کردن دیگران است که خودش بی واسطه هدایت را از خود خود خدا گرفته باشد... افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن یهدی الا ان یهدی...

فدای شما محشر است که کمی آنسوتر با 24/سحده میتوان ثابت کرد که این انسان کاملی که به مقام هدایتگری عالم دست یافته است از برکت صبر و شکیبایی است که امیر عالم شده...و حعلنامنهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا وکانوا بایاتنا یوقنون..

 فدای شما حالا میشود معنای وبشرالصابرین های قران را فهمید... حالا میشود فرق صبر اسمانی و صبرزمینی را فهمید...صبرآسمانی زهراس را بین در و دیوار..صبر علی ع را ...صبر بچه های پیامبر ص را...عاشورا را زینب س را..زینب س را..زینب س را.مولای من خدا وکیلی ما حتی در برابر کلمه صبر کم می آوریم..عنایتی مولا مولای من نمیدانم این وعجل لولیک الفرج های ما آن بالا دارند چکار می کنند ...نکند مثل ما این پایین بیکار نشسته اند.

 سپاسگذار از ابرازلطف دوستان و عنایت مولا همیشه همراهتون

عزیزترینم مهدی یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 15:19  توسط  یا رب به علی سینجلی را برسان  | 

 سلام آقا

فدای شما...میدانید مولا...همیشه از خودم میپرسم خدا در شب چه برکتی قرار داده که اگر کسی حتی برای

 مدت کوتاهی از شب را وقف خدا کند و با خدا حرف بزند فورا معجزه اش را می بیند......خوشا به حال

اولیائت خدا ...بی جهت نیست که دنیا را 3 طلاقه کرده اند.وقتی خیلی ها از تاریکی میترسندگروهی برمیخیزند

و معاشقه می کنند با نور.فدای شما...من که نمیدانم.. شما که میدانید بفرمایید به جای معاشقه ، لذت و حظ ،

 چه کلمه ایبگویم که حق مطلب را ادا کند.فدای شما..راستی داشت یادم میرفت امده بودم اینجا ذره ای نور 

از شما قرض بگیرم..میدانید اقا دوباره تاریک شدم انگار..آن نورهایی که آنروز داده بودید انگار دارد

کمرنگ میشود.ما عادت کرده ایم به نور و روشنایی..فدای شما اگر کمی نور عنایت نکنیدمیدانیدکه تند تند

 زمین میخوریم.ببینید مولا دستانم صورتم پاهایم همه جسم وروحم زخم شده اند از بس که زمین خورده ام

فدای شما...هر بار انگار روزیمان است با واسطه ای بیاییم به آستانتان.اینبار یاد اباخالد کابلی افتادم شما

 که بهتر میدانید چقدر پدرتان امام باقرع از ایشان راضی بودند و به ایشان فرمودند:

به خداسوگند، ائمه علیهم السلام دل های مومنین رانورانی کرده و خداوند نور ایشان را از کسانی که بخواهد

 ممنوع می گرداندتا دل هایشان تاریک شود.به خدا سوگند ای اباخالدبنده ای ما را دوست نمیدارد و به

سر پرستی نمیپذیرد مگر اینکه خداوند دل او را پاک می کندو خدا دل بنده ای را پاک نمیکند مگر اینکه

 تسلیم ما شود در این هنگام خداوند او را از سختی های حساب سالم نگه میدارد. فدای شما باز جسارتهای

 قلبم و قلمم را ببخشیدوقتی گدایی اجازه می یابد با پادشاهی حرف بزند همین میشود دیگرمدام می ایم گدایی

 خدا را شکر که گدای این آستانم..فدای شمادستانم را ببینید بالا آورده ام برای اینکه پرش کنید از نور..

راستیآقا میشود ما را از مستغفرین بالاسحارقرار دهید از همین امشب تا آخر عمرمان.فدای شما

 میدانید که ذره ای تردیدندارم که اجابت می کنید...الحمدلله رب العالمین

اللهم عجل لولیک الفرج و سهل مخرجهم

عزیزترینم مهدی یا علی

پ ن 1: ای اباخالد خداوند به فضلش مقامت را عالیتر گرداند میشود اینبار شما توسلی کنید برایمان

 پیش ارباب عج..

پ ن2: توسل  امروزمان به نور ائمه علیهم السلام با توجه به فراز نوره در زیارت جامعه کبیره است..

امید که پذیرا باشند.....التماس دعای سفارشی از شما دوست عزیز

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 17:24  توسط  یا رب به علی سینجلی را برسان  | 

سلام آقا

فدای شما..گاهی مشغول روزمره گی خودمان هستیم ناگهان یاد شما در دل ما می افتد و دلمان میخواهد به شما

سلام کنیم

السلام علیک یا سیدی صاحب الزمان

السلام علیک یا حجة الله فی خلقه

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

السلام علیک یا ولی الله الاعظم

چه میشود که به ناگاه جلوه ای از یادتان در دلمان می افتد..استادی می گفت  هر گاه چنین شد بدان که تو سلام

نمیکنی .. تو یک سلام شنیده ای که داری جواب میدهی...فدای شما ...یعنی هر روز به من سلام میکنید..به من

روزی چند بار یاد  من میکنیدمولای من ...این سلام های شما دلتنگیمان را بیشتر میکند ..مولای من ..عزیزترینم ...

باید بسوزیم با حسرت... حقمان است..آقا دلم برایتان تنگ شده است ..آقا جان ..آتش میزندمان .............بیا..بیا.

مولای من میبینید،دیگر حتی آسمان در تاریکی ، التماس را در چشمانمان میبیند،ببخش و ظهور کن در همه وجودمان

به حق خدا

اللهم عجل لولیک الفرج و سهل مخرجهم....عزیزترینم مهدی یا علی و التماس دعا در این روزها و تا ابد ای همه عشق 


  پ ن 1: باورت میشود...امیرالمومنین ع میفرمایند : ما هر لحظه داریم به شما سلام می کنیم...سلام علی برما..

پ ن2: دوستان عزیز به سخاوت هر چه تمام با دل دریاییتان یاد کنید این التماس دعا رامخصوصا در شب جمعه...

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 17:18  توسط  یا رب به علی سینجلی را برسان  | 

آقا سلام

فدای شما همیشه  حرف های اصلیمان را پشت کلمات پنهان میکنیم تا کسی پی نبرد به عمق

 آن جز خودتان که محرم ترینیدبه آن ها...اما اینبار حتی کلمات هم که همیشه حرف گوش کن

 بودند طاقت پنهان کاری ندارند...

فدای شما هر وقت که میخواهم با حوصله تارهای سیاه و سفید را رشته رشته بشمرم تا ببینم

فاصله ام با شماچقدر است چشمانم سیاهی میروند از بس که رشته های سیاه زیادند...

مولای من محتاج دستان مهربانتان هستم ...اینجابدون رابطه یک  لحظه هم نمیتوان نفس کشید

ما را برسانید به هوای تازه پاکی برای عبور.

ذره ذره غبار شد دل ما

آفتابا ، غبارها با تو

معبودا مگر نه اینکه خورشید را برای ظهور آفریده ای....ترحمی تا ظهور کند خورشید

اللهم عجل لولیک الفرج  و سهل مخرجهم

عزیزترینم مهدی به حق علی به حق علی به حق علی یا علی  ...

روزهای خوب خدا با حلول رجب المرجب بر شما مبارک و شدیدا التماس دعا از دوستان

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 17:16  توسط  یا رب به علی سینجلی را برسان  | 

سلام آقا

فدای شما..میدانید که در مملکت ما رسم شده که ادمها نامه های سر گشاده مینویسند و معروف میشوند ..

خب راستش من هم میخواهم مشهور شوم.در سوره بقره آمده است :هر گاه خواستید سندی بنویسید

شاهدی بگیرید بین خودتان،تابعدا مشکلی پیش نیاید برایتان.من هم آقا جان شما را شاهد میگیرم برای این

نامه ام به  آقا سعید...فدای شما مولا.با اجازه

آقا سعید عزیز سلام

میدانم که روزگار حسابی بروفق مرادتان است و خوش میگذرد به شما ...ما هم ای بدک نیستیم...یادت

هست آقا سعید وقتی بااون همه زخم روی زمین افتاده بودی ، نگاه کردی و گفتی از من راضی شدید...

روزهای زیادی یاد شما می افتم و یاد این جمله شما که هر دقعه خدا میداند چقدر خجالت و افسوس بر

این گرده مان سنگینی میکند. همیشه به خودم میگم چی شد که شما شدی سعید... شاید شما

و اونهایی که مثل شما هستن و از رواق مهر عبور کردن بهتر از هرکسی درد م را میفهمن.چون خودتون

تجربه ش کردید راست گفتن که شنیدن کی بود مانند دیدن...چند وقت پیش هم نامه ای نوشتم به

همسفرت و با ایشون هم کلی حرف زدم... آقا سعید وقتی از با معرفتی شما خبر دارم..دلم حسابی

قرص و محکم میشود که از این معرفتت برای من هم مایه میگذاری.. اول نامه گفتم ، بدک نیستیم

ولی راستش ، راست نگفتم..اوضاع و احوالم بد جوری بد است حسابی داغون داغون.همه این ها

رو گفتم، تا یه امضاء سفارشی پای نامه ام بزنید تا زودتر برسد به دست مقامات بالاتر..خب این همه

آدم پارتی بازی میکنند ما هم عین همه..آقا سعید توسلی کن برایم پیش ارباب اخر تو روسفیدی و من

روسیاه..و خوب میدانم حرف روسفیدا خریدار داره پیش مولا عج.


محل عنایت شاهد روحی فداه :     ، محل امضاء آقا سعید:یا حسین  ، محل التماس من:یا مهدی روحی فداه


پی نوشت1: به یاد سعید بن عبدالله و زهیر بن قین که خودرا سپر کردند تا سیدالشهداء 2رکعت

عاشقانه خود را درظهرعاشورا بجا آورند خداوند هر روز بر مقامتان بیفزاید ..انشاالله

پی نوشت 2 :آقا سعید ما هم دلمان میخواهد مشهور شویم ولی نه مثل ادمهای این روزها بلکه عین

عین شما.آقا سعید ..آقا زهیر یعنی میشود....

فدای شما...به لحظه های مقدس التماس ... التماس دعا


اللهم عجل لولیک الفرج و سهل مخرجهم ...عزیزترینم مهدی خیلی یا علی

آقا حسرت به دل نگذارید ما را...

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 17:14  توسط  یا رب به علی سینجلی را برسان  | 

سلام آقا...فدای شما

ثبت نام دانشجویی حج که میشه خیلی از بچه ها آه از نهادشون بلند میشه که

نمیتونند شرکت کنند  حالا یا مادی مقدور نیست براشون یا ظرفیت محدود ، باعث میشه

قرعه فال به نامشون نیفته یه نفر آرزوی یه بار رفتن و دیدن و نفس کشیدن و...بعضی ها

هم تند تند میرن و...

فدای شما... از خدا که پنهون نیست...از شما هم که همینطور..ما هم از اونایی هستیم

که چند بارحج  رفتیم..ولی انشاالله که تو این سفرمون حق کسی رو پایمال نکردیم ...

چون چند بار رفتیم... دیگه وقتشه لباس احرام بپوشم.اما خب چون سیاهم  رنگ سفید

بهم نمیاد..با یه نم اشکی ویه استغفاری ویه کمی جزع و فزع از دست خودم و هوس ها

و دنیای خوشگل رنگارنگ و آدما و یه کمی التماس  به خدا که الهی العفو...خلاصه کم

کم رنگ سفید بهم میاد و میشم محرم..به خودم میگم باورت میشه که  دوباره  محرم

شدی.. پا که میذارم تو مدینه و چشمم که میفته به اون گنبد فیروزه ای،از همون

دوردستم  رو حلقه می کنم به در  و اینقدر حول میشم که نمیدونم چی بگم بهتره

..سلا م کنم..یا بگم آقا نوکرتم ..دوست  دارم...یا حاجتامو که صد دفعه مرورشون کردم

تا یادم نره رو بگم...ولی هیچی نمیگم و فقط سکوت می کنم و نگاه...و بارونی که منو

خیس خیس کرده..چقدر آدم خنک میشه  وقتی بارون میاد و میشی زمزم ..خود خود

زمزم… زمان میگذره و نوبت سعی صفا و مروه میشه..باید هروله کنم ..ومن میدوم

...هروله میکنم  .. . . فدای شما....اینجا قلب من است...مدینه من با گنید فیروزه ای

مسجد جمکران..  فدای شما ..اینجا قلب من است و هروله من ، بین نام شما و یاد

شماست که غوغا میکند در جانم...

فدای شما....اینجا قلب من است که ابراهیم ع واسماعیل ع  با خشت خشت نام

شما آن را 4 گوش بنا کرده اند

فدای شما اینجا قلب من کعبه است که پرده اش  سیاه است به رنگ چشمان

شما وبا طلا دور تا دورآن نوشته شده  م ح م د ... مهدی ... حجة بن الحسن ...

بقیة الله ... حجة الله ...ولی الله

  فدای شما.. طواف نام شما بهشته ...آقا  شما خود خود بهشتی ..بهشت من

..بهشت من که خدا در همین دنیا بهشت  را به ما داده است ..نمیخواهد برای

رسیدن به بهشت تاقیامت صبر کنیم..انگار خدا میداند ما طاقت نداریم صبر کنیم

برای همین بهشت را همینجابه ما داده است..خدایا شکر علی کل نعمة و کل حال

..شکر برای این بهشت..

فدای شما..راستی حج که بدون قربانی نمیشه ..میشه به کرمتون منو به عنوان

یه قربانی..یه صدقه  برای  سلامتیتون پذیرا باشید... خدایا قلبهایمان را که بهشت

کرده ای میشود زمین را هم با ظهورش بهشت کنی...مهربانترین اگر فرصت یک

التماس داشته باشم ..این است ..اللهم عچل لولیک الفرج و سهل مخرجهم ....

 فدای شما....طغیان قلم و قلبم راببخشید که نالایقند برای این حرف ها و همیشه

جسارت می کنند در محضرتان ..

وافعا روزی چند بار طواف آقا باید راضیمون کنه...یاد آیه حج افتادم که شرط حج رو

استطاعت دونسته...پس استطاعت ما برای یاد مولا بودن به اندازه همه لحظات روز

و شبمونه...اگه وقت نذاریم برای آقا یعنی....یعنی همین الان بریم یه فکری برا ی

خودمون بکنیم..

عزیزترینم مهدی یا علی..یا علی  

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 17:13  توسط  یا رب به علی سینجلی را برسان  | 

چه لذتی دارد که دست در دست معشوق داشته باشی..امیر المومنین ع دستان کمیل

را گرفتتند و او را با خود بردند به نخلستان ها ..دورازنامحرمان روزگار، تا با او بگویند رازهایی

که دیگران نباید بشنوند..گویا حتی میخواستند نبض دستان کمیل را با نیض دستان خود

هماهنگ کنند.ولی زمان است دیگر ..کارش جهت دادن است ..

یا سلمان آن خوشبخت ترین یاران که به خاطر ولایت شناسی اش ، خود امیر است بر

ما...باامیر مومنان همراه است..امیرجلوتر میروند و سلمان پشت سرامیر،پایش را میگذارد

درست جای پای آقا..میگوید شیعه کسیست که اختیاردار او مولایش است درست قدم

گذاشتن جای پای آقا ..نه اینسوتر و نه حتی ذره ای آنسوتر ..تسلیم اراده مولا.

از کلیب تسلیم بگویم ..آنقدر تسلیم پیامبر خوبی ها بود که به او می گفتند کلب..ولی

به این هم مردم راضی نشدند کلب را هم مصغر کردند وبه او گفتند کلیب تسلیم


مشق شب : ح س ر ت ...ض ج ه ...د ر د...

..............................

سلام آقا

فدای شما..جامانده ایم ..بد جوری هم جامانده ایم ازقافله سابقین..آنها با مولای خویش

چگونه بودند ..ما با شما .....؟؟؟

فدای شما ...ما هم حرف داریم برای گفتن ...ما روزی چند بار عاشق میشویم...هر ازچند

گاهی عاشق کسی ..خسته که شدیم عشقمان را عوض می کنیم..عاشق کسی دیگر

گاهی دلمان را می گیریم کف دستمان میرویم به فروشگاه ..گوشه ای ازدلمان رامیدهیم

و به جایش لوازم خانگی و ماشین و.. میخریم...زنهایمان را بگویم آقا که تبدیل شده اندبه

جعبه مدادرنگی ومردهایمان که انگاریادشان رفته دختران وزنان شیعه ناموس شماهستند

آقا ما برای کودکانمان خیلی وقت میگذاریم اما دریغ از دقیقه ای در روز که از شما با آنها

حرف بزنیم ...پای قدرت و منصب که بیاید وسط ..خودتان این روزها دیده اید دیگر...نه

نمیشود آقا ...هر جور حساب می کنم خاک پای سلمان و کمیل  و .. هم نمیشویم..

فدای شما ...پادشاه بی سپاه...برای سوختن دل همین دو کلمه کافیست اگرمرد باشیم

به گامهای کسان میبرم گمان که تویی ...................دلم زسینه برون شد ز بس تپید بیا

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء

اللهم عجل لولیک الفرج و سهل مخرجهم..................عزیزترینم مهدی یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 17:11  توسط  یا رب به علی سینجلی را برسان  | 

  سلام آقا

فدای شما..گاهی مشغول روزمره گی خودمان هستیم ناگهان یاد شما در دل ما می افتد و دلمان میخواهد به شما

سلام کنیم

السلام علیک یا سیدی صاحب الزمان

السلام علیک یا حجة الله فی خلقه

السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه

السلام علیک یا ولی الله الاعظم

چه میشود که به ناگاه جلوه ای از یادتان در دلمان می افتد..استادی می گفت  هر گاه چنین شد بدان که تو سلام

نمیکنی .. تو یک سلام شنیده ای که داری جواب میدهی...فدای شما ...یعنی هر روز به من سلام میکنید..به من

روزی چند بار یاد  من میکنیدمولای من ...این سلام های شما دلتنگیمان را بیشتر میکند ..مولای من ..عزیزترینم ...

باید بسوزیم با حسرت... حقمان است..آقا دلم برایتان تنگ شده است ..آقا جان ..آتش میزندمان .............بیا..بیا.

مولای من میبینید،دیگر حتی آسمان در تاریکی ، التماس را در چشمانمان میبیند،ببخش و ظهور کن در همه وجودمان

به حق خدا

اللهم عجل لولیک الفرج و سهل مخرجهم....عزیزترینم مهدی یا علی و التماس دعا در این روزها و تا ابد ای همه عشق 


  پ ن 1: باورت میشود...امیرالمومنین ع میفرمایند : ما هر لحظه داریم به شما سلام می کنیم...سلام علی برما..

پ ن2: دوستان عزیز به سخاوت هر چه تمام با دل دریاییتان یاد کنید این التماس دعا رامخصوصا در شب جمعه...

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 1:22  توسط  یا رب به علی سینجلی را برسان  | 

آقا سلام

فدای شما همیشه  حرف های اصلیمان را پشت کلمات پنهان میکنیم تا کسی پی نبرد به عمق آن جز خودتان

که محرم ترینیدبه آن ها...اما اینبار حتی کلمات هم که همیشه حرف گوش کن بودند طاقت پنهان کاری ندارند...

فدای شما هر وقت که میخواهم با حوصله تارهای سیاه و سفید را رشته رشته بشمرم تا ببینم فاصله ام با شما

چقدر است چشمانم سیاهی میروند از بس که رشته های سیاه زیادند...مولای من محتاج دستان مهربانتان

هستم ...اینجابدون رابطه یک  لحظه هم نمیتوان نفس کشید..ما را برسانید به هوای تازه پاکی برای عبور.

ذره ذره غبار شد دل ما

آفتابا ، غبارها با تو

معبودا مگر نه اینکه خورشید را برای ظهور آفریده ای....ترحمی تا ظهور کند خورشید

اللهم عجل لولیک الفرج  و سهل مخرجهم

عزیزترینم مهدی به حق علی به حق علی به حق علی یا علی  ...

روزهای خوب خدا با حلول رجب المرجب بر شما مبارک و شدیدا التماس دعا از دوستان

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 20:6  توسط  یا رب به علی سینجلی را برسان  | 

سلام آقا

فدای شما..میدانید که در مملکت ما رسم شده که ادمها نامه های سر گشاده مینویسند و معروف میشوند ..

خب راستش من هم میخواهم مشهور شوم.در سوره بقره آمده است :هر گاه خواستید سندی بنویسید

شاهدی بگیرید بین خودتان،تابعدا مشکلی پیش نیاید برایتان.من هم آقا جان شما را شاهد میگیرم برای این

نامه ام به  آقا سعید...فدای شما مولا.با اجازه

آقا سعید عزیز سلام

میدانم که روزگار حسابی بروفق مرادتان است و خوش میگذرد به شما ...ما هم ای بدک نیستیم...یادت

هست آقا سعید وقتی بااون همه زخم روی زمین افتاده بودی ، نگاه کردی و گفتی از من راضی شدید...

روزهای زیادی یاد شما می افتم و یاد این جمله شما که هر دقعه خدا میداند چقدر خجالت و افسوس بر

این گرده مان سنگینی میکند. همیشه به خودم میگم چی شد که شما شدی سعید... شاید شما

و اونهایی که مثل شما هستن و از رواق مهر عبور کردن بهتر از هرکسی درد م را میفهمن.چون خودتون

تجربه ش کردید راست گفتن که شنیدن کی بود مانند دیدن...چند وقت پیش هم نامه ای نوشتم به

همسفرت و با ایشون هم کلی حرف زدم... آقا سعید وقتی از با معرفتی شما خبر دارم..دلم حسابی

قرص و محکم میشود که از این معرفتت برای من هم مایه میگذاری.. اول نامه گفتم ، بدک نیستیم

ولی راستش ، راست نگفتم..اوضاع و احوالم بد جوری بد است حسابی داغون داغون.همه این ها

رو گفتم، تا یه امضاء سفارشی پای نامه ام بزنید تا زودتر برسد به دست مقامات بالاتر..خب این همه

آدم پارتی بازی میکنند ما هم عین همه..آقا سعید توسلی کن برایم پیش ارباب اخر تو روسفیدی و من

روسیاه..و خوب میدانم حرف روسفیدا خریدار داره پیش مولا عج.


محل عنایت شاهد روحی فداه :     ، محل امضاء آقا سعید:یا حسین  ، محل التماس من:یا مهدی روحی فداه


پی نوشت1: به یاد سعید بن عبدالله و زهیر بن قین که خودرا سپر کردند تا سیدالشهداء 2رکعت

عاشقانه خود را درظهرعاشورا بجا آورند خداوند هر روز بر مقامتان بیفزاید ..انشاالله

پی نوشت 2 :آقا سعید ما هم دلمان میخواهد مشهور شویم ولی نه مثل ادمهای این روزها بلکه عین

عین شما.آقا سعید ..آقا زهیر یعنی میشود....

فدای شما...به لحظه های مقدس التماس ... التماس دعا


اللهم عجل لولیک الفرج و سهل مخرجهم ...عزیزترینم مهدی خیلی یا علی

آقا حسرت به دل نگذارید ما را...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 11:58  توسط  یا رب به علی سینجلی را برسان  | 

 

سلام آقا...فدای شما

ثبت نام دانشجویی حج که میشه خیلی از بچه ها آه از نهادشون بلند میشه که

نمیتونند شرکت کنند  حالا یا مادی مقدور نیست براشون یا ظرفیت محدود ، باعث میشه

قرعه فال به نامشون نیفته یه نفر آرزوی یه بار رفتن و دیدن و نفس کشیدن و...بعضی ها

هم تند تند میرن و...

فدای شما... از خدا که پنهون نیست...از شما هم که همینطور..ما هم از اونایی هستیم

که چند بارحج  رفتیم..ولی انشاالله که تو این سفرمون حق کسی رو پایمال نکردیم ...

چون چند بار رفتیم... دیگه وقتشه لباس احرام بپوشم.اما خب چون سیاهم  رنگ سفید

بهم نمیاد..با یه نم اشکی ویه استغفاری ویه کمی جزع و فزع از دست خودم و هوس ها

و دنیای خوشگل رنگارنگ و آدما و یه کمی التماس  به خدا که الهی العفو...خلاصه کم

کم رنگ سفید بهم میاد و میشم محرم..به خودم میگم باورت میشه که  دوباره  محرم

شدی.. پا که میذارم تو مدینه و چشمم که میفته به اون گنبد فیروزه ای،از همون

دوردستم  رو حلقه می کنم به در  و اینقدر حول میشم که نمیدونم چی بگم بهتره

..سلا م کنم..یا بگم آقا نوکرتم ..دوست  دارم...یا حاجتامو که صد دفعه مرورشون کردم

تا یادم نره رو بگم...ولی هیچی نمیگم و فقط سکوت می کنم و نگاه...و بارونی که منو

خیس خیس کرده..چقدر آدم خنک میشه  وقتی بارون میاد و میشی زمزم ..خود خود

زمزم… زمان میگذره و نوبت سعی صفا و مروه میشه..باید هروله کنم ..ومن میدوم

...هروله میکنم  .. . . فدای شما....اینجا قلب من است...مدینه من با گنید فیروزه ای

مسجد جمکران..  فدای شما ..اینجا قلب من است و هروله من ، بین نام شما و یاد

شماست که غوغا میکند در جانم...

فدای شما....اینجا قلب من است که ابراهیم ع واسماعیل ع  با خشت خشت نام

شما آن را 4 گوش بنا کرده اند

فدای شما اینجا قلب من کعبه است که پرده اش  سیاه است به رنگ چشمان

شما وبا طلا دور تا دورآن نوشته شده  م ح م د ... مهدی ... حجة بن الحسن ...

بقیة الله ... حجة الله ...ولی الله

  فدای شما.. طواف نام شما بهشته ...آقا  شما خود خود بهشتی ..بهشت من

..بهشت من که خدا در همین دنیا بهشت  را به ما داده است ..نمیخواهد برای

رسیدن به بهشت تاقیامت صبر کنیم..انگار خدا میداند ما طاقت نداریم صبر کنیم

برای همین بهشت را همینجابه ما داده است..خدایا شکر علی کل نعمة و کل حال

..شکر برای این بهشت..

فدای شما..راستی حج که بدون قربانی نمیشه ..میشه به کرمتون منو به عنوان

یه قربانی..یه صدقه  برای  سلامتیتون پذیرا باشید... خدایا قلبهایمان را که بهشت

کرده ای میشود زمین را هم با ظهورش بهشت کنی...مهربانترین اگر فرصت یک

التماس داشته باشم ..این است ..اللهم عچل لولیک الفرج و سهل مخرجهم ....

 فدای شما....طغیان قلم و قلبم راببخشید که نالایقند برای این حرف ها و همیشه

جسارت می کنند در محضرتان ..

وافعا روزی چند بار طواف آقا باید راضیمون کنه...یاد آیه حج افتادم که شرط حج رو

استطاعت دونسته...پس استطاعت ما برای یاد مولا بودن به اندازه همه لحظات روز

و شبمونه...اگه وقت نذاریم برای آقا یعنی....یعنی همین الان بریم یه فکری برا ی

خودمون بکنیم..

عزیزترینم مهدی یا علی..یا علی  

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 خرداد1388ساعت 23:1  توسط  یا رب به علی سینجلی را برسان  |